تبليغاتX

مسافر غریب من خواهد آمد . کی ؟ ! نمی دانم ! و من به او خواهم گفت روزهای بیقراری دل را و شبهای بیخوابی دیده را خزان زندگی در بهار



خزان زندگی در بهار  

 


             صفحه نخست
             ايميل به مدير
             طراح قالب
             آرشيو وبلاگ
             وضعيت مدير در ياهو



 

تو روی دست صدها آرزو تشیع خواهی شد و من بر شانه های بی پناه عشق خواهم سوخت


 

نویسنده : الهام


 

آرشيو وبلاگ :


 


طراح قالب :

گالري قالب وبلاگ



 مذهب عشق

                                                

مذهب عشق بسوزد که چنین خوارم کرد

بلبلی آزاده بودم که چنین خوارم کرد

پروانه به دور عشق گردید و پرش سوخت

من به دور عشق گردیدم جگرم سوخت

طعنه بر خواری من ای گل بی خوار مزن

من به پای تو نشستم که چنین خوار شدم

 



+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 16:24  توسط الهام

 زندگی زیباست . . . (شاید زندگی زیباست)

                                         

زندگی زیباست ، اگر روح آزاد عشق و محبت اسیر زندان فراموشی دل نگردد و خزان یأس گلبوته های امید بهار جان را در وسعت انتظار زرد خویش ، مدفون نسازد زندگی زیباست اگر عقده های زخمی بزرگ ، طپش زیستن را از قلب کوچک کبوترها نرباید و در ذهن شلوغ بیشه زار اندیشه ، مرگ نیلوفرهای وحشی نروید زندگی زیباست اگر لب خوفناک تیرها ، خون بیدهای مجنون را در جام سبز لیلای چمن نریزد و دست بی خبر طوفان ، گل خواب را در صدف آبی باغ پرپر نکند زندگی زیباست اگر کنار جویباران نیم خفته ، غزالهای خسته دشت از آغوش وهم و هراس بگریزند و در بال رویاهای شیرین به آن سوی حصارهای شب سفر کنند زندگی زیباست اگر خرمن هستی جنگل در خشم آتشین تندر نسوزد و خاکستر سیاه مرگ تن پوش درختان بی پناه و محزون نگردد زندگی زیباست اگر پری مهربان قصه ها از بستر خاطره ها برخیزد و در معصومیت و صداقت ناب کودکان همواره زنده بماند زندگی زیباست اگر هوای نگاه تو از آه سینه سوز خاکهای افسرده بارانی شود و مسیح دستانت در کالبد دستهای مرده بذر حیات و رویش بپاشد زندگی زیباست اگر من و تو در کشتزار قلبمان گلی بکاریم که هیچ کس را یارای چیدن آن نباشد و هیچ اشکی جز اشک شبانه عشق رخسار زیبایش را نشوید زندگی زیباست حتی برای تو که هم آغوش رنج و حرمانی و آفتاب شادی رابه خنجر زهر آلود شب غم سپرده ای آری زندگی برای تو نیز زیباست زیرا روزی مهمانی عزیز در خانه دلت را خواهد زد و با حضورش زندگی را از نو به تو تقدیم خواهد کرد مهمانی که عشق نام دارد

                



+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 12:41  توسط الهام

 زندگی ...

                                    

زندگی رسم خوشایندی است

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ،

پرشی دارد اندازه ی عشق...!

زندگی چیزی نیست،که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود.

زندگی جذبه ی دستی است که می چیند.

زندگی نوبر انجیر سیاه،در دهان گس تابستان است.

زندگی تجربه ی شب پره در تاریکی است.

زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد.

زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد.

زندگی دیدن یک باغچه از شیشه ی مسدود هواپیماست.

زندگی"مجذور" آینه است.

زندگی گل به "توان"ابدیت،

زندگی"ضرب" زمین در ضربان دل ما،

زندگی"هندسه ی"ساده و یکسان نفسهاست.

                        

                                                    سکوت

قفس داران سکوتم را شکستند

دل دائم صبورم را شکستند

به جرم پا به پائي عشق رفتن

پرو بال عبورم را شکستند

مرا از خلوتم بيرون کشيدند

چه بي پروا حضورم را شکستن

تمنا در نگاهم موج مي زد

ولي رويای دورم را شکستند



+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 11:59  توسط الهام

 خسته شدم

 

                      

آنقدر زجر کشیدم ز جهان   سیر شدم
صورتم گر چه جوان است ولی پیر شدم
در جوانی  ناله  کردم  کسی  یادم نکرد
در قفس جان  دادم  و صیاد  آزادم  نکرد
  

           

           

 گریه نکن عزیز بی گناه من منو ببخش بگذر از اشتباه من  

  گناهمو بذار به پای سرنوشت به پای اون که قصه ی ما رو نوشت

  نمیتونم این دلو سر براه کنم ازم نخواه باز تو چشات نگاه کنم

             

  منو ببخش گناه عشق گردن من منو ببخش حرف گذشته رو نزن

               

  مرگه برام گریه ی بی صدای تو گریه نکن فدای گریه های تو

               

  سخته برام اما باید از تو گذشت باید برم اینجوری بوده سرگذشت

 

  منو ببین ٬ ببین که گرمه رفتنم گریه نکن این من واقعی ٬ منم

            

   باید برم فرصت موندن ندارم منو ببخش ٬ ببخش که تنهات میذارم



+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 19:25  توسط الهام

 من نمی گویم که خاموشم نکن


من نمي گويم که خاموشم مکن
من نمي گويم فراموشم مکن
من نمي گويم که با من يار باش
من نمي گويم مرا غم خوار باش
من نمي گويم،دگر گفتن بس است
گفتن اما هيچ نشنفتن بس است
روزگارت باد شيرين! شاد باش
دست کم يک شب تو هم فرهاد باش
بعد ازاين با بي کسي خو مي کنم
هر چه در دل داشتم رو مي کنم
نيستم از مردم خنجر بدست
بت پرستم بت پرستم بت پرست
بت پرستم،بت پرستي کار ماست
چشم مستي تحفه ي بازار ماست
درد مي بارد چو لب تر مي کنم
طالعم شوم است باور مي کنم
من که با دريا تلاطم کرده ام
راه دريا را چرا گم کرده ام؟؟؟
قفل غم بر درب سلولم مزن!
من خودم خوشباورم گولم مزن!
حالمان بد نيست غم کم مي خوريم؛
کم که نه! هر روز کم کم مي خوريم
آب مي خواهم، سرابم مي دهند
عشق مي ورزم عذابم مي دهند
خود نميدانم کجا رفتم به خواب
از چه بيدارم نکردي آفتاب؟؟
خنجري بر قلب بيمارم زدند
بي گناهي بودم و دارم زدن
دشنه اي نامرد بر پشتم نشست
از غم نامردمي پشتم شکست

     



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 13:39  توسط الهام

 لينك باكس

 




 

درباره وبلاگ :



گفتی که چو خورشيد زنم سوی تو پر

و چون ماه شبی ميکشم از پنجره سر

اندوه که خورشيد شدی تنگ غروب

افسوس که مهتاب شدی وقت سحر



 

جستجوگر :



در كل اينترنت
در اين سايت


 


كل بازديد ها :

گالري قالب وبلاگ
محسن
لی لی پوت و جوجوهاي شيطون
در خلوت دل
سرگرمي و تفريح
پرسپکتیو
همه چيز در مورد همه چيز
آیات آسمانی
طوفان عشق
تنهای تنها
همیشه عاشق باش
خفن ترینها و بهترینها
طلوع
ساربان
عاشقانه های یک روز بهاری
اینا حرفای منه برا تو
تي ان تي دانلود
چینی نازک تنهایی من
mahsa
تنهایی
قاصدک غم دارد ... غم آوارگی و دربدری
عارفانه با عاشقانه
عروسک عاشق
تولد تدریجی یک عشق

مذهب عشق
زندگی زیباست . . . (شاید زندگی زیباست)
زندگی ...
خسته شدم
من نمی گویم که خاموشم نکن
کاش می شد
تنهایی
در کوچه سار شب
صبح
گریه
آه از ...
زندگی زیباست
تا آخر عمر دوستت دارم
تمنای دل
اعتراف
یار
دلبر عزیزم
چگونه فراموشت کنم ؟
معشوقه قشنگم
بی کس

انجمن طراحان ايران
غریب
تنهای تنها

آرشيو پيوند هاي روزانه

explorer blog

براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد











جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس